بی هودگی ابدی خیال
نشر چشمه 1394- سید ØÙ…ید شری٠نیادر بیهودگی، غÙلتی ریشه دارد ناآگاهانه؛ اما در بی "هود" Ú¯ÛŒ پشیمانی Ùˆ توبه‌ای جوانه می‌زند Ú©Ù‡ زایش Ø¨Ø±ÙˆÙ†Ø¨Ø§ÙØªÛŒ یکپارچه Ùˆ ساختی در خور از بن مایه بازگشتن به ØÙ‚ است. "کتاب٠بی هودگی" داریوش معمار از این دیدگاه، به ØÙ‚ نشاندن خود است در میان کتاب‌های دیگرش. اگر Ú†Ù‡ در نگاه اول ممکن است عنوان کتاب تداعی کننده بیهودگی، Ø¨ÛŒâ€ŒØØ§ØµÙ„ÛŒ Ùˆ Ø¨ÛŒâ€ŒÙØ§ÛŒØ¯Ù‡ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† بدهد اما با Ú©Ù…ÛŒ دقت می‌توان Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª "بی هودگی" Ú©ØªØ§Ø¨Ù Ø±ÙØªØ§Ø±Ù بدون پشیمانی است. در کتاب ØØ§Ø¶Ø± شعرهای بسیار خوب Ùˆ یکدستی دیده می‌شود بی تلاش برای اثبات وجودی خود Ú©Ù‡ اÙÙ‚ دید مرا تا آنجا می‌برد Ú©Ù‡ تجربه‌های تازه‌ای از هم زیستی بدون اینکه زیستی کرده باشم ارائه می‌دهد؛ زیرا ضرورت سرشته در شاعرانگی معمار دارد. نام کتاب اولین اÙÙ‚ÛŒ بود Ú©Ù‡ مرا در خود خم کرد، تلاشی برای ÙØ±ÙˆÙکندن تاریخ٠پذیرش پشیمانی! داریوش معمار با هوشمندی در انتخاب عنوان کتاب، مخاطب را به سمت Ùˆ سویی سوق می‌دهد Ú©Ù‡ در نگاه اول کتاب٠بیهوده به نظر می‌رسد اما این ذکاوت شاعرانه مقدمه‌ای برای چگونگی درک Ùˆ برقراری رابطه انسان با خویشتن خویش است. شاید این اندیشه پدیدارشناسان Ú©Ù‡ انسان آلوده‌ی دنیای Ù…ØØ³ÙˆØ³ خویش است، در این جا به کار آید Ú©Ù‡ انسان هر دم در گیر آنچه از پیش تعیین شده است قرار می‌گیرد Ùˆ شاعر خالق جهانی تازه در برابر این پیش سازها ست. داریوش معمار در کتاب٠بی هودگی تلاشی برای پدیدار شدن Ùˆ ظاهر شدن تجربیات زیستی‌اش در شاکله شعر دارد. در شعر اول، Ú©Ù‡ شعری کوتاه است این بن مایه عنوان کتاب را در خود به صورت پنهان، نمایان می‌کند:پراکنده شدیممانند بذری در دشت (رزمندگان؛ ص 7)این پراکندگی در دو سطر اول اولین شعر معمار عین ÙˆØØ¯Øª Ùˆ رسیدن به خویش است. اگرچه در سطرهای بعدی تاکید می‌کند Ú©Ù‡ بمباران موجب این تکه پاره شدن Ùˆ پراکندگی است اما آیا به راستی با بمب باران توپخانه، پراکندگی رخ می‌دهد؟ تنها انسان بخش بر چندین می‌شود اما در ذات خود به یگانگی می‌رسد. این نقطه، همان مرکزی است Ú©Ù‡ معمار از آن برای رو در رو کردن انسان با خویشتن خویش به کار می‌گیرد Ùˆ خود جزیی از همین رویارویی است. به همین علت است Ú©Ù‡ کتاب٠بی هودگی معمار را نوعی ظاهر کردن تجربیات زیستی شاعر Ùˆ به اشتراک گذاشتن آن با مخاطب Ù…ÛŒ دانم Ùˆ موÙقیت داریوش معمار را در این کار ستایش انگیز می‌خوانم.در این رویارویی معمار خالق ÙØ¶Ø§Ù‡Ø§ÛŒÛŒ بسیار شاعرانه Ùˆ زیبا می‌شود به گونه‌ای Ú©Ù‡ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… از پیش ساخته شده در ذهن خواننده به تعلیق در می‌آید اما از ذات جدا نمی‌شود. شعر معمار تلاش می‌کند بی واسطه Ùˆ بی درنگ در هستی اطراÙ‌اش نمایان شود.رسیده‌ای به شکل‌های مختلÙی،شبیه همه‌ی ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§ØªÚ¯ÛŒØ§Ù‡Ø§Ù† سنگ‌هااما انسان شباهت دیگری ست،چمدانی رها شده در ایستگاه!لباسی پناهنده به ØªÙˆÙØ§Ù†! (3:58Ø› در تنهایی ص 9)در واقع انسان شباهت دیگری ست. شباهتی Ú©Ù‡ به خود دارد Ùˆ ندارد. پراکنده در خویش Ùˆ یکی با خود. این تقید به توصیÙÛŒ است Ú©Ù‡ در اکثر شعرهای داریوش معمار به خصوص شعرهای این کتاب به ÙˆÙور می‌توان ÛŒØ§ÙØª. نیازی به زیاده گویی ندارد. شعر معمار آنچه در ذات Ùˆ هستی خود دارد را نمایان می‌کند. در ØÙ‚یقت آنچنان Ú©Ù‡ هست می‌نماید نه آنچه باید باشد. اÙÙ‚ÛŒ Ú©Ù‡ شعر معمار برای من در این کتاب باز می‌کند نگرش شاعر است Ú©Ù‡ تلاشی برای اثبات چیزی نمی‌کند بلکه آنچه را مشکوک است آشکار می‌کند. در واقع بی هودگی کتاب بر همین مبناست؛ بدون اینکه پشیمانی _ در لغت نامه دهخدا یکی از معانی "هود" پشیمانی Ùˆ بازگشتن به ØÙ‚ معنی شده است_ در کار باشد به سمت Ùˆ سوی Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… Ùˆ معانی می‌رود Ú©Ù‡ تا کنون ذهن روزمره بشر را با آن پر کرده است. این ویژگی را یکی از خصوصیات برجسته Ùˆ بارز شعر معمار می‌دانم به گونه‌ای Ú©Ù‡ اندیشه از پیش پرداخته شده را به غربال Ø´Ú© می‌اندازد. از این روست Ú©Ù‡ بارها رجوعی به عنوان کتاب دارم Ùˆ کتاب را باز نمودی از Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… بازپرداخته شده می‌بینم. اگرچه معمار در کتاب خود منشأ Ø¨Ø§Ø²Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†ÛŒ تجربیات خود را به طور صر٠رابطه ØØ³ÛŒ برقرار کرده با Ù…Ùهوم نمی‌داند، با این ØØ§Ù„ هوشمندانه آنچه را Ú©Ù‡ در آگاهی ظاهر می‌شود را ارائه می‌دهد: بوته‌ی Ú©ÙˆÚ†Ú© توت ÙØ±Ù†Ú¯ÛŒ بر لببا گونه‌های Ú¯Ù„ انداختهچشم من اینطورآشنا می‌شد... با صورت تومرگ اگر مجالمان می‌داد (آذربایجان؛ ص 14) از ویژگی‌های دیگری Ú©Ù‡ در "کتاب٠بی هودگی" نمود بارزی دارد نوآوری است Ú©Ù‡ معمار در معنا Ùˆ Ù…ØØªÙˆØ§ ایجاد می‌کند. ریشه این نوآوری‌ها در پرداختن به مسائل اجتماعی است Ú©Ù‡ از ویژگی‌های شعر دو دهه اخیر Ù…ØØ³ÙˆØ¨ می‌شود. البته بدین معنا نیست Ú©Ù‡ این ویژگی شعری در دو دهه اخیر نمود پیدا کرده است اما در شعر معمار ØµØ±Ø§ØØª Ùˆ گستردگی پیدا کرده است. شاید این ØµØ±Ø§ØØª Ùˆ پرداختن به مسائل روزمره اجتماعی است Ú©Ù‡ گاهی در آثار برخی شاعران به شعار زدگی تبدیل می‌شود Ùˆ از بارقه‌های شعری آن‌ها می‌کاهد. اما برخورد معمار نسبت به مسائل اجتماعی نوعی دیدار ناگهانی است. به دنبال Ù…Ùهوم سازی شعار گونه نمی‌رود. برای همین منظور به جای پرداختن به ضع٠اجتماعی پیرامون، همانند آنچه بسیار در آثار شاعران پس از نیما رخ می‌دهد، نگرش خود را به مسائل اجتماعی آنگونه نمایان می‌کند Ú©Ù‡ گویی رسالت شاعرانه تبدیل به شهامتی انسانی برابر میراث در خطر Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ انسان باشد. عصر یاس Ùˆ ناامیدی آنچنان Ú©Ù‡ چند دهه قبل از مضامین اصلی شعر Ù…ØØ³ÙˆØ¨ می‌شد، دیگر راه گشای شاعر نیست. در خرابه‌ها مدÙون شدن به امید روزی Ú©Ù‡ شاید کسی بیاید Ùˆ این ÙØ¶Ø§ را نجات دهد، امیدی است Ú©Ù‡ امروزه در خطر Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ Ùˆ پای Ù…Ùلوج در این راه دارد. Ù…ØØªÙˆØ§ Ùˆ Ù…Ùهوم شعر معمار از این منظر عاری است Ùˆ تن به بیان شعارزدگی نداده چرا Ú©Ù‡ می‌داند موضوع اجتماع امروزه دیگر در اندیشه‌های اجتماعی Ùˆ سیاسی ÙØ±Ùˆâ€ŒÙ†Ø´Ø§Ù†Ø¯Ù‡ نمی‌شود. مثلاً در شعر بلند "بندرعباس" از پس این موضوع به خوبی بر آمده است به طوری Ú©Ù‡ ملودرامی زیبا از یک روند زیستی اجتماع را به نمایش می‌کشد. تلÙیق کشمکش‌های عاطÙی، هیجان انگیز Ùˆ ØØ³ انگیزی است Ú©Ù‡ داریوش معمار به خوبی در این شعر توانسته از پس آن بر بیاید. این خصیصه Ú©Ù‡ داریوش معمار در شعرش برای بیان نگاه اجتماعی‌اش از بیان رویکردهای عاطÙÛŒ Ùˆ ØØ³ÛŒâ€ŒØ§Ø´ هم بهره می‌برد یا به عبارتی دیگر، تلخی اجتماعی Ù…ØØ³ÙˆØ³ اطراÙ‌اش را درونی می‌کند Ùˆ در بستر Ø±ÙØªØ§Ø± ذهنی خود Ø´Ú©Ù„ می‌دهد، موجب می‌شود تا به نظر نگارنده بتواند Ù…Ùهوم Ùˆ Ù…ØØªÙˆØ§ÛŒÛŒ تازه از برخورد با مسائل اجتماعی خود ارائه دهد:شکل‌های درگذشته از سنگ بیرون آورده‌اند سرقلب سنگ می‌توانداین اندازه عمیق باشد_ ناخدا ما را می‌خواند به سوی دریا_ نه کوه Ùˆ نه آب Ùˆ نه Ø¢ÙØªØ§Ø¨Ø›Ø§ÛŒÙ† جا خاموشی است،بی ØØ¯ Ùˆ بی هیچ اندازه می‌رویم در ØØ¬Ù… منور گوش ماهی‌هایش،در تاریکی زیبا، زیبای ناپیداستمن Ùˆ این دوست Ø®Ø³ØªÙ‡â€ŒØ§Ù…Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒÙ… آخر بنشینیمدر این مرجان‌ها Ùˆ به عکسی قناعت کنیم (بندرعباس؛ ص 62)