ایلام، پایتخت خودکشی جهان!

«هر روز می‌آمد سر قبر زنش می‌نشست. زنش پارسال خودش را کشته، به خاطر بیکاری شوهرش. یک روز آمده بود تمام عکس‌ها Ùˆ لباس‌های زنش را سر قبر او چیده بود Ùˆ بعد آمده بود همین جا توی دستشویی قبرستان، با شلنگ آب خودش را دار زده بود. Ø§ØªÙØ§Ù‚ÛŒ بود Ú©Ù‡ چند جوان همان موقع آمده بودند برای کارگذاشتن سنگ قبر Ùˆ توی دستشویی دیده بودنش. ÙˆØØ´Øª کرده بودند؛ نجاتش دادند. ÙØ±Ø¯Ø§ÛŒØ´ دوباره آمد نشست سر قبر زنش.»